شرکت PMPiran

تلفن : (021) 88848387 مشترک شوید
لطفا جهت اشتراک در خبرنامه سایت نام و آدرس ایمیل خود را ثبت کنید
 

ادراکات متفاوت از یک رویداد اجتماعی و راه رسیدن به تفاهم

در این مقاله با بیان نظریات اندیشمندان در مورد مفهموم ادراک و بررسی علل خطاهای ادراکی، به دنبال یافتن راهی برای تفاهم میان افراد، در هنگام داشتن ادراکاتی متفاوت نسبت به یک رویداد اجتماعی هستیم. از این رو بعد از نشان دادن اهمیتِ شناختِ مفهوم ِادراک، به تعاریفی که از آن موجود است می پردازیم. همچنین در این مقاله از عوامل متعددی که موجب ادراکات متفاوتی می گردد، تنها  با بررسی خطاهای ادراکی سعی در یافتن علل ادراکات متفاوت هستیم. و در پایان به دو مهارت گوش دادن و همدلی برای رسیدن به تفاهم با دیگران می پردازیم.

انسان از ابتدا سعی بر این داشته است تا موضوعات و مفاهیمی را که در زندگی با آنان مواجه است را در قالبی یکسان میان خود و دیگران قرار دهد، تا بتواند ارتباطی موثرتر میان خود و دیگران ایجاد نماید. به نظر نگارنده این مقاله همین اهمیت یافتن توافق میان مسایل گوناگون سبب شد تا رشته های متفاوت علوم انسانی بال و پری دوچندان بگیرند. شاید بهتر باشد به این صورت بیان نماییم، که با اهمیت یافتن مفاهیم عینی و ذهنی و این که دادن ماهیت به این مفاهیم توسط انسان(فلسفه های مدرنیسم و پسا مدرنیسم) صورت می گیرد، مسایلی مطرح گردید که اهمیت یافتن توافق میان مسائل گوناگون اهمیتی دوچندان یافت. از همین رو شاید بررسی مفهوم ادراک، راه حلی مناسب برای تمامی افرادی که درگیر علوم انسانی هستند باشد.

perception

ادراك

ادراك به طور اعم، به معناي علم و آگاه ي انسان از جهان بيرون و دنياي درون اوست و از ديرباز به عنوان اساس شناخت و شناسايي انسان بوده است)ايرواني، پناهي، 1371). می توان گفت که ادراك انسان ” در مرکز هر گونه رفتار محیطی قرار دارد زیرا منبع تمام اطلاعات محیطی است”(مک اندرو، 1387). ادراك محیطی فرآیندي است بر پایه ترکیب اطلاعات حسی و انتظارات مبتنی بر تجربه که از طریق آن انسان داده هاي لازم را بر اساس نیازش از محیط پیرامون خود بر می گزیند. لذا “هدفمند است و به فرهنگ، نگرش و ارزش حاکم بر تفکر ادراك کننده بستگی دارد. در حقیقت ادراك محیطی از تعامل ادراك حسی و شناخت که در ذهن انسان تجربه شده اند حادث می شوند. در این فرآیند نقش محیط به عنوان عاملی اساسی در رشد، توسعه و در نهایت در یادگیري مورد توجه قرار می گیرد” (مطلبی: 1380). “تنوع قابل ملاحظه شیوه هاي ادراك و شناخت را برخی معلول تجارب متفاوت افراد یا شخصیت و انگیزه ها و گروهی دیگر از متفکران، معلول هر دو می دانند” (مرتضوي، 1380).

 

perception1linkedin

علل عدم ادراکات یکسان و بررسی خطاهای ادارکی

در واقع، انسان به وسيله ادراك، به الگوي محركات حسي خويش سازمان داده، تفسير مي كند، اما ادراك به عنوان مكانيسم اساسي نظام دهنده محرکات، گاهي مرتكب خطا مي شود (سالسو رابرت، 1991). خطاي ادراكي يك رفتار حسي يا ادراكي نادرست است، يعني آن چه مي بينيم يا مي شنويم و …با موقعيت واقعي و مشخص تطابق نمي كند. به عبارت ديگر، وقتي كه ادراك ما از اشيا و ساير امور با واقع منطبق نباشد، گوييم دچار خطاي ادراكي شده ايم (گنجی، 1384). از جمله این خطاهای ادراکی می توان به هفته خطایی زیر که در کتاب رفتار سازمانی دکتر رضاییان آمده است اشاره نمود؛

  1. برخورد کلیشه ای: فراگرد برخورد کلیشه ای به دسته بندی افراد بر اساس یک یا چند صفت و اسناد ویژگی هایی به آنان بر اساس آن صفات اطلاق می شود. کلیشه ای عمل کردن غالباً بر جنس، نژاد، سن، مذهب، ملیت و حرفه استوار است. کلیشه ها کمک می کنند تا اطلاعات را سریعتر تجزیه و تحلیل کنیم اما خطاهای ادراکی جدی و قابل توجهی را منجر می شوند. و باعث آسیب خود و دیگران می شود.
  2. خطای هاله ای: تمایل به تحت تأثیر قرار دادن ادراکات خود توسط یک صفت شخصیتی را خطای هاله ای می نامند. برای مثال اگر شخصی خندان و دوست داشتنی باشد، ممکن است آدمی این شخص را صادق تر از فردی بد اخلاق بداند. در حالی که هیچ ارتباطی میان خندان بودن و صادق بودن وجود ندارد.
  3. دفاع ادراکی: گاهی آدمی با محرک هایی بسیار تهدید کننده یا گیج کننده ای مواجه می شود که از ادراک آنها امتناع می ورزد. این فراگرد این امکان را به آدمی می دهد تا رخدادهایی را که توان برخورد با آنها را ندارد نادیده انگاشته و با هدایت توجه آدمی به چیزهای دیگر، او را در دور ساختن احساساتش از آن رخدادها یاری کند.

انسان در برخورد با این محرک های تهدید کننده معمولاً بر اساس یکی از چهار شیوه زیر واکنش نشان می دهد:

  • نفی وجود ادراک
  • تعدیل یا تحریک ادراک و هماهنگ کردن آن با اعتقادات شخصی
  • پذیرفتن ادراک
  • محرک های تهدید آمیز را می پذیرد اما از تغییر امتناع می ورزد
  1. ادراک انتخابی: فراگرد پالایش نظام‌مند اطلاعات مطلوب آدمی را ادراک انتخابی نامند. آدمی از تجربه پیشین خود می آموزد که اطلاعات نامساعد و ناخوشایند را نادیده بگیرد.

104977238

  1. نظریه های ضمنی شخصیت: آدمی بر اساس تجربیاتی که بر اساس ارتباط با طبقات مختلف مردم به دست آورده است تمایل دارد که سیستمی ایجاد کند که شارح شخصیتش باشد. به هر حال از آنجا که هر کس شخصیتی واحد دارد نظریه های ضمنی شخصیت می تواند در بهترین صورت برای طبقه بندی افراد به عنوان تخمینی اجمالی به کار آید.
  2. فرافکنی: تمایل آدمی به انتساب احساسات و ویژگی هایش به دیگران را فرافکنی می نامند، همانند سایر خطاهای ادراکی، فرافکنی نیز برخی اوقات یک استراتژی ادراکی منطقی و کارآمد است. آدمی همیشه دوست دارد احساسات و ویژگی های منفی خود را به دیگران نسبت دهد. فرافکنی بعنوان یک ساز و کار دفاعی برای حفظ ادراک از خود عمل می کند.
  3. اثر اولین برخوردها: هنگامی که آدمی کسانی را برای اولین بار ملاقات می کند برای پیش بینی رفتار خود در برخوردهای بعدی تصویر و خاطره ای از آن اشخاص در ذهن می نشاند. به هر صورت شواهد تحقیقی حکایت از آن دارد که خاطرات آغازین به طور بارز و مؤثری پایدار خواهد ماند. پذیرش اینکه آثار اولیه تأثیر فوق العاده و پایدار بر ارزیابی های آدمی داشته باشد را اثر تقدم یا رجحان می نامند.

دو مهارت  برای رسیدن به تفاهم با دیگران

بسیاری از افرادی چنین تصور می کنند که همه و یا اکثر مردم پدیده ها و مسائل را به همانگونه که آنها می بینند و در نظر دارند، می بینند و در نظر دارند. اما همانطور که بیان کردیم بین ادراک افراد با یکدیگر تفاوت چشمگیری وجود دارد. افراد پدیده ها را همانند هم نمی بینند و درک نمی کنند.

در فراگرد ارتباطات انسانی علاوه برخطاهای ادراکی مسائل دیگری همچون مسائل زبانی، تفاوت های فرهنگی می تواند باعث کاهش بازدهی میان ارتباطات گردد. دکتر علی اکبر فرهنگی در کتاب ارتباطات انسانی دو مهارت گوش دادن و همدلی را از مهترین راه های کاهش این معضلات و همچنین رسیدن به تفاهم به دیگران می دانند، که به ترتیب به بررسی هر کدام از این دو مهارت می پردازیم.

گوش دادن: به هنگام اندیشیدن و گفتگو، بیشتر مردم معمولا به گفتن و سخنوری توجه دارند و تصور می کنند که نقش اصلی را در فراگرد ارتباطی فرستنده پیام بازی می کند. و وقتی گفته شده است که گوش دادن یا شنیدن موثر، از سخنگویی به مراتب دشوارتر است با استفهام و استعجاب بیشتر آنها مواجه شده است. بدون گوش دادن، پیام هرز و هدر می رود و ارتباطات به هدفی که دارد دسترسی پیدا نمی کند. گوش دادن با این پیش فرض عبارت است از فراگرد دریافت و تعبیر و تفسیر محرک های شفاهی.

همدلی: دومین مهارتی است که از طریق آن می توان به شناخت بیشتری از دیگری دست یافت و از این طریق به تفاهم بیشتری با دیگری رسید. برخی از محققان ارتباطات انسانی بر این  عقیده اند که همدلی توانایی ویژه ای است که از طریق آن می توان به نگرشِ فردِ مقابل پی برد و دنیا را از دریچه چشم او نگریست.

با استفاده از دو مهارت گوش دادن و همدلی هر کس باید سعی کند با حفظ نظر خود نظر دیگران را درک کرده و بتواند به درستی بفهمد که آنها چگونه اند و به چه می اندیشند. از این طریق با شنیدن پیام آنها به صورت کلامی و غیر کلامی می توان به درک و تفاهم با دیگران دستیافت.

 

منابع:

  • ايرواني، محمود و كريم پناهي، محمد،(1387): روانشناسی احساس و ادراك، انتشارات سمت.
  • مک اندرو، فرانسیس تی (1387): روانشناسی محیطی، ترجمه غلامرضا محمودي، تهران، انتشارات زرباف اصل.
  • مطلبی، قاسم (1380): روانشناسی محیطی دانشی نو در خدمت معماري و طراحی شهري، نشریه علمی پژوهشی هنرهاي زیبا، دانشکده هنرهاي زیبا دانشگاه تهران، شماره 10.
  • مرتضوي، شهرناز (1380): روانشناسی محیط، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
  • گنجي، حمزه (1384): راهنماي علمي روان شناسي تجربي. چاپ دهم. تهران: نشر ساوالان.
  • فرهنگی، علی اکبر(1374): ارتباطات انسانی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
  • رضاییان, علی (1379): مبانی مدیریت رفتار سازمانی، تهران، انتشارات سمت.
  • Solso Robert, L. (1991). Cognitive psychology boston. Allyn and Bacon, 3, 67-8.

حسام معین الدین hesam moein

نگارنده: حسام معین الدین

View Babak Golparian, PMP's profile on LinkedIn

 

Print Friendly
(+8 rating, 8 votes)
Loading...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *