شرکت PMPiran

تلفن : (021) 88848387 مشترک شوید
لطفا جهت اشتراک در خبرنامه سایت نام و آدرس ایمیل خود را ثبت کنید
 

7 درسی که از رهبری و مدیریت سر الکس فرگوسن میتوان گرفت کدامند؟

خصوصیات رهبری و مدیریت سر الکس فرگوسن

 Fergi

بد نیست ببینیم چه درس هایی میتوان از یک نماد ورزشی بگیریم ؟!
زمانی که سر الکس فرگوسن سرمربی و همه کاره! باشکاه منچستر یونایتد – موفق ترین مربی تاریخ فوتبال انگلیس در چند قرن اخیر – خبر بازنشستگی خود را اعلام کرد، در همان ساعت اول فقط در توییتر بیش از 1.4 میلیون بار به نام او اشاره شد. رتبه این خبر از خبر مرگ “مارگارت تاچر” ملقب به بانوی آهنین! بیشتر بود و جالب است بدانید که فقط کمی از خبر انتخاب پاپ جدید کمتر بود!

 

  • 7 درسی که از رهبری و مدیریت الکس فرگوسن میتوان گرفت کدامند؟

sir-alex-ferguson-hd-wallpapers 

 

  1. 1) با حقایق سخت مواجه شوید و مشکلات را رو در رو حل کنید…

فرگوسن بعد از 17 سال نه چندان موفق به عنوان بازیکن در فوتبال اسکاتلند آب دیده شد، ” این دشواری به من اراده ای داد که چهارچوب زندگی من شد، تصمیم خود را گرفتم که هیچ گاه از اهدافم کوتاه نیایم”

وقتی در سال 1986 فرگوسن مربی منچستر یونایند شد، حقیقت آن بود که 26 سال بود که منچستریونایتد لیگ رو نبرده بودند و فرگوسن از وضع تناسب جسمانی بازیکنان و مشکلات تغذیه ای آنان به شدت نگران بود. ولی همانگونه که بارها و بارها از او دیدیم، از نا همواری ها  فرصت های می ساخت و توانست جدیت، دیسیپلین و نظم را افزایش داده و به نتایج بهتر دست پیدا کند.

 

به عنوان یک مدیر درس مهمی که میتوان آموخت این است که باید برای مشکلات تکل! بزنیم و با آنها رو در رو مواجه شویم، نه آنکه مشکلات را به حال خود بگذاریم (تا فاسد شوند!)

 

همانگونه که فرگوسن میگوید: هیچکس مورد انتقاد قرار گرفتن را دوست ندارد، ولی باید در رختکن خطاهای هر بازیکن را به او گوشزد کنی، من درست بعد هر بازی این کار رو میکنم، حتی تا فردا هم صبر نمیکنم، همان روز درست بعد از هر بازی و وقتی تمام شد دیگر تمرکزم روی بازی بعدی است.

 

 Sir-Alex-Ferguson

  1. 2) فقط پیروزی را بپذیر

هیچوقت در زندگی به امید تساوی بازی نکردم، فرگوسن با افتخار خودستایی میکند! و 49 جام و 13 عنوان لیگ برتری و 2 جام اروپایی او آن را ثابت می کند! او از شور و اشتیاق و علاقه اش الهام میگیرد، و میتواند بازیکنان را متقاعد کند که میتواند از محدودیت های خود عبور کنند و دست به کار های خارق العاده بزنند.

فرگوسن به سیاست نیز علاقه مند بود، به گفته یکی از دوستان و همکار وی کمبل: اگر سیاست مداران بتوانند یک درس  از ورزش و کسی با سوابق درخشان فرگی! بیاموزند این است که اگر فقط پیروزی مطرح باشد، باید تمام تلاش خود را برای برد بکنید، شاید به نظر واضح بیاید ولی تلفیق شیوه نگرش و دورنمای بزرگ با دقت میکروسکوپی به جزئیات برای همچین قدمی نیاز است.

 

  1. 3) هیچ کس بر تیم ارجح نیست!

همانطور که فرگوسن تصمیمات نقل و انتقالات بی نقصی می گرفت، سهم بزرگی از موفقیت وی توانایی او در شناسایی استعداد و رشد و پرورش آن بود. او بود که جوانانی مانند کریستیانو رونالدو 17 ساله را به بازیکن خارق العاده تبدیل کرد و برای وصله های ناجوری مانند اریک کانتونا خانه ای در تیم فراهم ساخت.

اگر در سازمان شما هم افراد مغرور و شخصیت های قوی وجود دارد لازم است بدانید، هنر فرگوسن این بود که به تمامی اعضا فهمانده بود که از اینکه جزئی از یک جرانو و یک تیم هستند لذت ببرند، لذت بردن یک تیم، فارغ از اینکه تو چقدر در آن تیم موثر و “ستاره” ای. یک تیم همیشه بزرگتر است. و همیشه باید توان کنترل کردن بزرگان تیم را داشته باشی، دیوید بکهام، رود ون نیستر روی، روی کین و بسیار ستاره های دیگر بودند که هزینه عدم توجه خود را به نوعی پرداخت کردند…

خیلی از مدیران باید توجه خود را بر روی تیم های خود معطوف کنند و با افرادی که در نهایت سایه نامقارن و ناجوری بر روی روحیه کار تیمی و فرهنگ سازمانی  انداخته اند  با جدیت بیشتری برخورد کنند.

 

Sir-Alex-Ferguson-001

  1. 4) همانند یک پدر واقعی همه را به وفاداری و تعهد فرمان دهید:

نقش فرگوسن به عنوان رهبر و منتور تیم نباید فراموش شود.

او نهایتا تمام تلاش خود را جهت ارتقای بازیکنان و ساختن آنها می کرد بجای اینکه روحیه آنان را تضعیف کند.

 

در زمان تمرین جایی برای انتقاد نیست. برای یک بازیکن – برای هر انسان- چیزی بهتر از شنیدن جملات تشویقی مانند افرین، عالی بود و .. نیست. نکات حائز اهمیتی که وجود داشت همین بود یکی اینکه او همیشه و در هر شرایطی از تیم خود دفاع میکرد، حتی بازیکنینی که در نقل و نتقالات جابجا میشدند.- دلیلی برای انتقاد همیشگی از بازیکن نیست-  هیچگاه در مورد افراد در مجامع عمومی انتقاد نمیکرد. همه میدانستند که مسائل داخل تیم داخل تیم می ماند.

 

مدیران و مدیران عامل میتوانند درمورد وفاداری و اهمیت داشتن دورنما و پرسپکتیو ار فرگوسن یاد بگیرند…

تو تعریف صحیح دوستی از نگاه من را می دانی- دوست واقعی آنست که وقتی همه دارند صحنه را ترک می کنند میاد و وارد صحنه میشه… در جایگاهی که هستم می دانم گاهی انقدر هیاهو و سر و صدا در اطراف آدم زیاد میشه که فراموش میکنه دور و برش چی میگذرد. همیشه به دوستانی نیاز داریم که خارج از حبابی که برای خود ساخته ایم قرار دارند و می توانند دیدگاه های متفاوتی با آنچه ما داریم به ما ارائه دهند و ما را راهنمایی کنند.

 

  1. 5) سخت کار کنیم و همیشه آماده و جسور و با نشاط باشیم.

او به اتیکت کاری و اخلاق حرفه ای اش و تمرینات سر ساعت 7 صبحی! شهرت داشت.

فرگوسن می گوید: ” من به بازیکنانم میگویم که سخت کوشی یک هنر است، شما باید بیشتر از دیگران کار کنید و زحمت بکشید…”

 سلامت جسمی و روحی دو روی یک سکه اند. برای شروع هر کاری پیش نیازند. نه فقط ورزش، گمان نکنم کار پر استرس و پر تنش را بتوان بدون آمادگی جسمانی مناسب تحمل کرد…گمان می کنم  احساس خستگی یک “فرمانده” به دلیل آن است که بار زیادی را به تنهایی به دوش میکشد بدون اینکه تقسیم کار مناسبی انجام دهد و کار ها را بین افراد مناسب تقسیم کند.

درسی که میران بتوانند از این موضوع بگیرند آنست که برای آنکه همیشه در شرایط ایده آل فعالیت کنیم:

به عنوان یک مدیر درس مهمی که میتوان آموخت این است که باید برای مشکلات تکل! بزنیم و با آنها رو در رو مواجه شویم، نه آنکه مشکلات را به حال خود بگذاریم (تا فاسد شوند!)

 

statue Fegusen

  1. 6) موسسه ای پایدار را بنا کنیم که مردم علاقه مند باشند عضوی از آن باشند.

فرگوسن به دانشگاه کسب و کار هاروارد اشاره کرد که عامل اصلی موفقیت او در منچستر یونایند ساختن “باشگاهی مردمی” بود نه فقط مدیریت تیمی موفق.

99% مدیران تازه وارد اولین تفکر و تلاش خود برای بقا را تلاش برای بردن می دانند. آنها بازیکنان با تجربه تیم های اسبق خود را به تیم جدید خود می آورند. ولی به نظر من نکته مهم برای یک باشگاه فوتبال داشتن ساختار و چهارچوب است نه یک تیم فوتبال. مهم داشتن شالوده است. چیزی بهتر از این نیست که بازیکنان جوان راه خود را به تیم بزرکسال پیدا کنند و جا پای بزرگانی بگذارند که استاندارد های مشخصی برای بازیکنان به جا گذاشته اند.

الکس فرگوسن سرامد مدیریت چند نسل به صورت تو امان در باشگاه منچستر یونایتد بود. تلفیقی از بازیکنان قوی داخلی و بازیکنانی که از خارج مجموعه وارد می شدند.

او همواره تکنولوژی روز و خدمات درمانی و آموزشی مدرن را با آغوش باز می پذیرفت. فرگوسن همواره در حال توسعه و بهبود و به روز رسانی سیستم ها و متد و روش های خود بود. وی معتقد بود که بازیکنان جدید روحیه حساس تری دارند و همین نیز باعث شده بود در طی سالیان برخورد های خود را کمی نرم تر و  منعطف کند.

 

fergie

  1. 7) در اوج کنار برو

در حالی که در صدر لیگ برتر انگلیس بود آنقدر باهوش بود که در زمانی که تشخیص داد با مربی گری خداحافظی کرد. بدون اینکه با کارت قرمزی مواجه شود، وسوسه ماندن و گرفتن جام یوفا و … را کنار گذاشت و فضا را برای نفر بعدی مهیا کرد تا تصدی امور و رهبری تیم را بر عهده بگیرد. این میراثی است که او از خود تاکنون بجا گذاشته و روز افزون در حال گشترش است.

Babak Golparian ,PMP

ترجمه: بابک گلپریان

 منبع: Linkedin

View Babak Golparian, PMP's profile on LinkedIn

Print Friendly
(+9 rating, 9 votes)
Loading...

3 پاسخ به “7 درسی که از رهبری و مدیریت سر الکس فرگوسن میتوان گرفت کدامند؟”

  1. فراهانی راد می‌گه:

    متشکرم بابت ایمیل های بسیار مفید شما.

  2. امیر خبازی پور می‌گه:

    سلام
    مطالب بسیار زیبا و ارزشمندی را به اشتراک گذاشتید
    موفق و پیروز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *