تصور کنید در جلسهای هیئتمدیره حضور دارید و گزارش ناامیدکنندهای روی میز قرار میگیرد: یک پروژه استراتژیک شرکت با ۳۵ درصد انحراف از بودجه و ۶ ماه تاخیر به بنبست رسیده است. بدتر از همه، تیم فنی اصرار دارد که کارش را درست انجام داده و تیم بازرگانی معتقد است نیازمندیها تغییر کردهاند. طبق آمارهای جهانی، بیش از ۷۰ درصد پروژههای بزرگ به دلیل نبود یک زبان مشترک و چارچوب ساختاریافته شکست میخورند یا دچار خزش محدوده (Scope Creep) میشوند.
اینجاست که استاندارد PMBOK (پیکره دانش مدیریت پروژه) نه به عنوان یک کتاب تئوریک، بلکه به عنوان یک سیستم ناوبری نجاتبخش برای مدیران ارشد و رهبران کسبوکار وارد عمل میشود. در این مقاله، این استاندارد را نه با نگاهی خشک و دانشگاهی، بلکه از زاویه دید استراتژیک، بازگشت سرمایه (ROI) و مدیریت هوشمند بررسی میکنیم.
آنچه درمورد PMBOK میخوانید
- استاندارد PMBOK چیست و چرا زبان مشترک رهبران جهان است؟
- کالبدشکافی راهنمای PMBOK ویرایش ۶: دوره اقتدار فرآیندها
- کالبدشکافی راهنمای PMBOK ویرایش ۷: انقلاب ارزشمحوری و چابکی
- سیر تحول PMBOK: جمعبندی تفاوتهای کلیدی ویرایش ۶ و ۷
- جدول مقایسه جامع و کاربردی تفاوتهای PMBOK 6 و PMBOK 7
- چرا مدیران ارشد باید به اجرای PMBOK اهمیت دهند؟
- چگونه PMBOK را در سازمان خود متناسبسازی (Tailoring) کنیم؟
- PMBOK استاندارد است یا متدولوژی؟
- چگونه از استاندارد به متدولوژی برسیم؟
- سوالات رایج مدیران پروژه درمورد PMBOK
- جمعبندی موضوع PMBOK
استاندارد PMBOK چیست و چرا زبان مشترک رهبران جهان است؟
عبارت PMBOK مخفف Project Management Body of Knowledge است که توسط مؤسسه مدیریت پروژه آمریکا (PMI) تدوین و بهروزرسانی میشود. اگر بخواهیم ساده بگوییم، PMBOK عصاره تجربیات، شکستها و موفقیتهای میلیونها مدیر پروژه در سراسر جهان است.
مدیران ارشد اغلب با این چالش مواجهاند که تیمهای مختلف سازمانی (فنی، مالی، مارکتینگ) به زبانهای متفاوتی صحبت میکنند. استاندارد PMBOK یک «زبان مشترک جهانی» ایجاد میکند. وقتی از «مدیریت ریسک» یا «ارزش کسبشده (EV)» صحبت میشود، همه ارکان سازمان دقیقاً به یک مفهوم واحد اشاره دارند.
کالبدشکافی راهنمای PMBOK ویرایش ۶: دوره اقتدار فرآیندها
برای درک مسیر تحول این استاندارد، ابتدا باید ساختار قدرتمند و مهندسیشده PMBOK 6 را بشناسیم. رویکرد این ویرایش کاملاً «فرآیندمحور» (Process-Based) و مبتنی بر سبک مدیریت پروژه سنتی یا آبشاری (Predictive/Waterfall) بود. در این دیدگاه، فرض بر این است که اگر ورودیها، ابزارها و خروجیها به درستی تعریف و اجرا شوند، پروژه به موفقیت قطعی میرسد.
ساختار PMBOK 6 به صورت یک ماتریس متقاطع از ۵ گروه فرآیندی و ۱۰ ناحیه دانش شکل گرفته بود که در مجموع ۴۹ فرآیند مدیریت پروژه را پوشش میدادند.
۵ گروه فرآیندی در ویرایش ششم
این گروهها نشاندهنده چرخه عمر و توالی زمانی مدیریت یک پروژه بودند:
- گروه فرآیندی آغازین (Initiating): فرآیندهایی برای تعریف یک پروژه جدید یا فاز جدیدی از یک پروژه موجود و اخذ مجوز شروع آن.
- گروه فرآیندی برنامهریزی (Planning): تدوین محدوده، اهداف و مسیرهای عملیاتی لازم برای دستیابی به اهداف پروژه.
- گروه فرآیندی اجرا (Executing): انجام کارهای تعریفشده در برنامه مدیریت پروژه برای برآورده کردن مشخصات فنی.
- گروه فرآیندی مانیتورینگ و کنترل (Monitoring & Controlling): ردیابی، بازبینی و تنظیم پیشرفت و عملکرد پروژه؛ شناسایی حوزههایی که نیاز به تغییر دارند و شروع تغییرات مربوطه.
- گروه فرآیندی خاتمه (Closing): فرآیندهایی که برای اتمام رسمی تمام فعالیتهای یک پروژه یا فاز طی میشوند.
۱۰ ناحیه دانش در ویرایش ششم
این نواحی، تخصصها و جنبههای فنی مختلفی را که یک مدیر پروژه باید به آنها مسلط میشد، دستهبندی میکردند:
- مدیریت یکپارچگی (Integration): مدیریت یکپارچگی پروژه به هماهنگسازی تمامی فرآیندها و فعالیتهای پروژه میپردازد تا اهداف تعیینشده بهصورت منسجم محقق شوند. این ناحیه دانش شامل تدوین منشور پروژه، برنامه مدیریت پروژه، کنترل تغییرات و اختتام پروژه است.
- مدیریت محدوده (Scope): مدیریت محدوده پروژه تضمین میکند که پروژه تنها شامل کارهای ضروری برای دستیابی به اهداف خود باشد. تعریف دقیق نیازمندیها، ایجاد ساختار شکست کار (WBS) و کنترل تغییرات محدوده از مهمترین فرآیندهای این حوزه هستند.
- مدیریت زمان/زمانبندی (Schedule): مدیریت زمانبندی پروژه بر برنامهریزی، توسعه و کنترل زمان اجرای فعالیتها تمرکز دارد. استفاده از تکنیکهایی مانند مسیر بحرانی (CPM) و تدوین برنامه زمانبندی، به تحویل بهموقع پروژه کمک میکند.
- مدیریت هزینه (Cost): مدیریت هزینه پروژه شامل برآورد، بودجهبندی و کنترل هزینهها برای حفظ پروژه در چارچوب مالی مصوب است. این ناحیه دانش نقش مهمی در جلوگیری از افزایش هزینهها و بهبود بهرهوری مالی پروژه دارد.
- مدیریت کیفیت (Quality): مدیریت کیفیت پروژه با هدف اطمینان از انطباق خروجیها با استانداردها و انتظارات ذینفعان انجام میشود. برنامهریزی کیفیت، تضمین کیفیت و کنترل کیفیت سه بخش اصلی این حوزه را تشکیل میدهند.
- مدیریت منابع (Resource): مدیریت منابع پروژه به برنامهریزی، تخصیص و هدایت منابع انسانی و فیزیکی پروژه میپردازد. استفاده بهینه از تیم پروژه و سایر منابع، تأثیر مستقیمی بر موفقیت و بهرهوری پروژه دارد.
- مدیریت ارتباطات (Communications): مدیریت ارتباطات پروژه فرآیند ایجاد، انتقال و مدیریت اطلاعات میان اعضای تیم و ذینفعان را پوشش میدهد. ارتباطات مؤثر باعث کاهش سوءتفاهمها و افزایش هماهنگی در اجرای پروژه میشود.
- مدیریت ریسک (Risk): مدیریت ریسک پروژه شامل شناسایی، تحلیل، برنامهریزی پاسخ و پایش ریسکهایی است که میتوانند بر اهداف پروژه تأثیر بگذارند. مدیریت صحیح ریسکها احتمال موفقیت پروژه را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
- مدیریت تدارکات (Procurement): مدیریت تدارکات پروژه به فرآیند خرید کالاها و خدمات موردنیاز از منابع خارج از سازمان اختصاص دارد. انتخاب تأمینکنندگان مناسب، مدیریت قراردادها و کنترل تعهدات از وظایف اصلی این ناحیه دانش است.
- مدیریت ذینفعان (Stakeholder): مدیریت ذینفعان پروژه بر شناسایی، تحلیل و تعامل مؤثر با تمامی افراد و سازمانهای تأثیرگذار یا تأثیرپذیر از پروژه تمرکز دارد. مشارکت فعال ذینفعان نقش مهمی در کاهش مقاومتها و افزایش موفقیت پروژه ایفا میکند.
هر یک از ۴۹ فرآیند موجود در این الگو، دارای ساختار ورودی، تکنیکها و ابزارها و خروجی (Inputs، Tools & Techniques، Outputs) هستند که مستندسازیهای حجیمی را به سازمانها تحمیل میکرد.
کالبدشکافی راهنمای PMBOK ویرایش ۷: انقلاب ارزشمحوری و چابکی
با پیچیدهتر شدن صنایع و ورود گسترده هوش مصنوعی و نرمافزار به تمام کسبوکارها، تفکر فرآیندمحور دیگر پاسخگوی سرعت تغییرات بازار نبود. در نتیجه، PMI با انتشار PMBOK 7 دست به یک انقلاب ساختاری زد. رویکرد ویرایش هفتم به طور کامل از «فرآیندمحور» به «ارزشمحور» (Value-Based) و مبتنی بر تفکر سیستمیک و چابک (Agile/Hybrid) تغییر یافت.
در این نسخه، ۴۹ فرآیند و ساختار سختگیرانه ITTO کنار گذاشته شدند تا فضا برای تمرکز بر «خلق ارزش واقعی برای سازمان» باز شود. ساختار PMBOK 7 به دو بخش کلیدی تقسیم میشود: ۱۲ اصل تحویل پروژه و ۸ حوزه عملکردی.
۸ حوزه عملکردی (Performance Domains) در ویرایش هفتم
این حوزهها به جای تمرکز بر «چه مدارکی باید تولید شود»، بر «چه رفتارهایی باید بروز کند تا پروژه موفق شود» تمرکز دارند:
- ذینفعان (Stakeholders): چگونگی تعامل موثر با افراد موثر بر پروژه.
- تیم (Team): تمرکز بر پرورش، توسعه و رهبری نیروی انسانی پروژه.
- رویکرد توسعه و چرخه عمر (Development Approach & Lifecycle): تعیین اینکه آیا پروژه باید به روش آبشاری پیش برود، چابک باشد یا ترکیبی.
- برنامهریزی (Planning): برنامهریزی پویا و متناسب با تغییرات در طول کل عمر پروژه.
- کار پروژه (Project Work): مدیریت فرآیندهای فیزیکی، تخصیص منابع و ایجاد محیط کارآمد برای تیم.
- تحویل (Delivery): تمرکز بر این اصل که خروجیها باید انتظارات کیفی و اهداف تجاری را محقق کنند.
- اندازهگیری (Measurement): ارزیابی عملکرد پروژه با استفاده از شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) برای اتخاذ تصمیمات اصلاحی.
- ابهام و عدم قطعیت (Uncertainty): مدیریت فعالانه ریسکها، نرخ تغییرات و پدیدههای پیشبینینشده.
سیر تحول PMBOK: جمعبندی تفاوتهای کلیدی ویرایش ۶ و ۷
اگر بخواهیم تفاوت این دو نسخه را در یک جمله خلاصه کنیم: PMBOK 6 به شما میگفت «چگونه پروژه را طبق دستورالعمل مدیریت کنید»، اما PMBOK 7 به شما یاد میدهد «چگونه تفکر و رفتاری داشته باشید که پروژه به بالاترین ارزش تجاری برسد».
گوگل، لیندکدین و سایر غولهای فناوری متوجه شدند که در دنیای پرسرعت امروز، پایبندی کورکورانه به فرآیندهای صلب باعث شکست پروژه میشود. به همین دلیل، استاندارد مدرن منعطفتر از همیشه طراحی شده است.
جدول مقایسه جامع و کاربردی تفاوتهای PMBOK 6 و PMBOK 7
| شاخص مقایسه | راهنمای PMBOK ویرایش ۶ | راهنمای PMBOK ویرایش ۷ |
| تمرکز و رویکرد اصلی | فرآیندمحور (Process-Based)؛ تمرکز بر انجام درست مراحل | ارزشمحور (Value-Based)؛ تمرکز بر نتایج و خلق ارزش |
| مبنای ساختاری | ۵ گروه فرآیندی و ۱۰ ناحیه دانش (ماتریسی) | ۱۲ اصل هدایتکننده و ۸ حوزه عملکردی |
| متدولوژی هدف | عمدتاً سنتی، پیشبینیکننده و آبشاری (Waterfall) | کاملاً منعطف؛ پذیرش روشهای چابک (Agile)، آبشاری و ترکیبی |
| ابزار اصلی توصیف | تکنیک ITTO (ورودی، ابزار، تکنیک، خروجی) | اصول رفتاری، مدلها، مصنوعات (Artifacts) و متناسبسازی |
| تعریف موفقیت | رعایت دقیق مثلث سنتی (زمان، بودجه، محدوده) | تحویل ارزش تجاری به سازمان و کسب رضایت ذینفعان |
| مخاطب و سطح بوروکراسی | مستندسازی بالا؛ مناسب برای محیطهای پایدار و مهندسی | بوروکراسی حداقلی؛ مناسب برای مدیران C-Level و محیطهای پیچیده VUCA |
چرا مدیران ارشد باید به اجرای PMBOK اهمیت دهند؟
به عنوان یک مدیر ارشد، دغدغه شما فرآیندهای روزمره نیست؛ دغدغه شما استراتژی، سهم بازار و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) است. پیادهسازی استاندارد PMBOK سه مزیت رقابتی مستقیم برای لایه مدیریتی به همراه دارد:
۱. کاهش هزینههای پنهان و اتلاف منابع
پروژههای بدون چارچوب، مانند سطلهای سوراخی هستند که بودجه را میبلعند. PMBOK (بهویژه با تکیه بر اصول نسخه ۷ و انعطافپذیری آن) با شفاف کردن زنجیره ارزش، از کارهای موازی و خریدهای اشتباه جلوگیری میکند.
۲. تصمیمگیری بر اساس دادههای واقعی (نه حدس و گمان)
با استفاده از تکنیکهای مانیتورینگ و حوزههای اندازهگیری عملکرد، مدیران ارشد در هر لحظه میتوانند بفهمند که پروژه واقعاً در چه مرحلهای است. گزارشهای داشبورد مدیریتی بر اساس شاخصهای دقیق تنظیم میشوند.
۳. افزایش چابکی سازمان در برابر تکانههای بازار
در بازار امروز، محیطها پیشبینیناپذیر شدهاند. رویکرد مدیریت پروژه ترکیبی (Hybrid) در PMBOK به سازمان شما اجازه میدهد برنامهریزی کلان را حفظ کند اما در اجرا، چابکی و سرعت بالایی برای تغییر استراتژی داشته باشد.
چگونه PMBOK را در سازمان خود متناسبسازی (Tailoring) کنیم؟
یکی از اشتباهات مرگبار مدیران، کپیبرداری کورکورانه از استانداردهاست. PMBOK یک «روششناسی صلب» (Methodology) نیست، بلکه یک «راهنما» (Guide) است. شما نباید تمام فرمها و فرآیندهای آن را برای یک پروژه کوچک داخلی به کار بگیرید.
برای متناسبسازی موفق، این سه گام را دنبال کنید:
- اندازه و پیچیدگی پروژه را بسنجید: پروژههای استراتژیک نیازمند کنترلهای سختگیرانهتری هستند، در حالی که پروژههای نوآوری کوچک باید با بوروکراسی حداقلی پیش بروند.
- فرهنگ سازمانی را در نظر بگیرید: اگر سازمان شما ساختاری سنتی دارد، تزریق ناگهانی متدولوژیهای چابک خالص باعث پسزدن سیستم میشود. از مدلهای ترکیبی استفاده کنید.
- به طور مداوم بازخورد بگیرید: در پایان هر فاز، بررسی کنید کدام ابزارها مفید بودهاند و کدام یک فقط زمان تیم را هدر دادهاند.
PMBOK استاندارد است یا متدولوژی؟
مانند هر صنعت و حوزهای، مدیریت پروژه نیز شامل انواع مختلفی از استانداردها، فرایندها و شیوههای یکپارچه است. مطالعه در زمینه مدیریت پروژه، نیازمند فهم درستی از مفاهیم و یادگیری استانداردها و روشها میباشد. بسیاری از سؤالها و بحثها در مورد تفاوت بین استانداردها و متدولوژی، مربوط به راهنمای PMBOK است. آیا این یک استاندارد است یا متدولوژی؟
بهمنظور ارائه یک پاسخ جامع، ابتدا به تعریف چند مفهوم اولیه میپردازیم:
فرآیندهای مدیریت پروژه (Project Management Processes): گروههای فرآیندی مدیریت پروژه شامل فرآیندهای آغازین، برنامهریزی، اجرا، پایش، کنترل و اختتامیه در چرخه عمر پروژه میباشند.
تشکیل یک تیم کارآمد، تخصیص مسئولیتها و تعیین اهداف، از موارد اصلی در فرآیندهای اولیه مدیریت پروژه هستند و در نهایت با برنامه ریزی و پایش مداوم موفقیت پروژه تضمین گردد.
بهترین روش (Best Practice): به یک روش کاری و یا تکنیک و هر مورد قابل الگوپذیری که بتوان از آن انتظار داشت در شرایط مشابه نتایج مناسبتر و قابل پیشبینی تری را ارائه دهد گویند که در دانش مدیریت موارد استفاده بسیار زیادی دارد.
همچنین Best Practice میتواند بهعنوان کارآمدترین و موثرترین راه برای انجام یک کار تعریف شود که از طریق تکرار در طول زمان برای تعداد زیادی از افراد ثابت شده است.
استاندارد (Standard): استاندارد، یک سند است که توسط اجماع عمومی تعیین شده و توسط یک سازمان شناخته شده تصویب شده است که روش بهتری برای استفاده عموم و مکرر از قوانین، رهنمودها یا خصوصیاتی برای فعالیتها یا نتایج آنها پیشنهاد یا اجبار میکند. استاندارد مدیریت پروژه مرجعی اساسی برای برنامه های توسعه حرفه ای مدیریت پروژه PMI و عملکرد مدیریت پروژه است.
از آنجا که مدیریت پروژه باید متناسب با نیازهای پروژه تنظیم شود ، استاندارد و راهنما هر دو مبتنی بر روشهای توصیفی هستند ، نه اقدامات تجویزی. بنابراین ، استاندارد فرایندهایی را که در اکثر مواقع به عنوان روشهای خوب در نظر گرفته می شوند ، مشخص می کند. استاندارد همچنین ورودی ها و خروجی هایی را که معمولاً با آن فرایندها مرتبط هستند شناسایی می کند.
هدف از استاندارد، دستیابی به درجه مطلوبی از نظم در یک زمینه خاص است. استانداردها تحت فرآیندی مبتنی بر تعادل و best practice و توافق عمومی توسعه یافتهاند. آنها کاملاً مورد آزمایش قرار گرفته و اجرا شدهاند.
متدولوژی (Methodology): متدولوژی یک مجموعهای از ایدهها یا فرایندها یا رویههایی است که برای فراهمآوردن و یا ارائه یک نتیجه شناخته شده بهتدریج شکل میگیرند و بهصورت گامبهگام مسیر اجرای کار را مشخص میکنند. مانند تکمیل کردن یک پروژه خاص.
متدولوژی مسیر را مشخص میکند و مراحل موردنیاز، نحوه انجام آنها و زمانبندی برای تکمیل پروژه را فراهم میآورد. سود و هدف یک متدولوژی خاص دستیابی به بهبود و به حداکثر رساندن بهرهوری کلی است.
اکنون میرسیم به سوال اصلی: راهنمای PMBOK یک استاندارد یا یک متدولوژی؟
باتوجهبه مطالب گفته شده، راهنمای PMBOK یک استاندارد است که توسط انجمن مدیریت پروژه آمریکا توسعهیافته و توسط انجمن ملی استاندارد آمریکا تأیید شده است. زیرا قوانین و دستورالعملهای خاصی را که در طول اجرا و مدیریت پروژهها دنبال میشود، مشخص میکند.
البته در کنار این استاندارد یک راهنمای عملی هم اضافه شده که تکنیکها و ابزارهای اجرای استاندارد را ازروی Best Practice های دنیا به خواننده معرفی میکند که بسیار کاربردی و اثربخش است.
در بررسی ویژگیهای استاندارد مدیریت پروژه® PMBOK پم باک می بایستی به دو نکته مهم توجه داشت
اول آنکه این کتاب به گونه یک دائره المعارف، دوم و لاجرم آنکه بدون اشاره به تفاوتهای فرهنگی و کاری حاکم بر محیطهای گوناگونی که پروژهها در آنها به وقوع خواهند پیوست، نگاشته شده است. از همین روی، فراگیری محتوای آن و نیز به کارگیری صحیح پیشنهادات مطرح شده در آن، به صورت پراکنده و انفرادی، شکلی بسیار پیچیده به خود می گیرد.
نکته ذکر شده اخیر، اهمیت و نیز بغرنج بودن مسئله “آموزش مدیریت پروژه مبتنی بر استاندارد بین المللی پم باک” را تا حدودی آشکار می نماید. این خود یکی از دلایلی است که انستیتوی مدیریت پروژه ®PMI (که رأساً کار آموزش را انجام نمی دهد) در سراسر جهان، مدرسین و مربیان این رشته (که الزاماً غیرفردی هستند) را با طی مراحل شایستگی خاصی انتخاب نموده، آنها را R.E.P.® : Registered Education Provider می نامد.

اجرای فرایندهای PMBOK در پروژهها اجباری نبوده و باتوجهبه سطح بلوغ سازمان و شرایط محیطی قابل تغییر و شخصیسازی است.
چگونه از استاندارد به متدولوژی برسیم؟
در ابتدا بیایید آنچه را باید متدولوژی شامل شود مشخص کنیم:
باید شامل یک فریم از فرایندهای اصلی یا روشهایی باشد که به طور مؤثر پروژه تمام شده را تحویل میدهد. در این فرایندها، الگوها، دستورالعملها و مطالعات موردی باید تهیه شوند و بهمنظور کمک به هدایت پروژه در طول چرخه حیاتش مورداستفاده قرار گیرد.
در ادامه بسیار مهم است که آنها قابلیت سفارشیسازی را داشته باشند و با فرایندهای موجود در سازمان موردنظر سازگار شوند.
ما میتوانیم با درنظرگرفتن شرایط سازمان و رجوع به استاندارد PMBOK برای پروژه خود یک متدولوژی تهیه کنیم و در این کار نقش دپارتمان PMO در سازمان بسیار مهم و تعیینکننده است.
پیشنهاد مطالعه
بررسی جامع تغییرات PMBOK ۸؛ مقایسه با نسخههای ۶ و ۷ + تاثیر بر آزمون PMP
سوالات رایج مدیران پروژه درمورد PMBOK
استاندارد PMBOK بیشتر بر روی «دانش و شایستگیهای مدیر پروژه» و آنچه باید انجام شود تمرکز دارد (یک راهنمای جامع)، در حالی که PRINCE2 یک روششناسی گامبهگام و فرآیندمحور است که بیشتر روی «مالکیت پروژه و فرآیندهای مدیریتی سازمان» تمرکز میکند. بسیاری از سازمانهای پیشرو از ترکیب این دو استفاده میکنند.
خیر. این یک باور غلط قدیمی است که به دلیل ساختار فرآیندمحور PMBOK 6 شکل گرفته بود. ویرایشهای جدید PMBOK کاملاً با پروژههای فناوری اطلاعات، استارتاپها، توسعه محصول، مارکتینگ و حتی تحولات سازمانی سازگار شدهاند و رویکردهای چابک (Agile) بخش عمدهای از آن را تشکیل میدهند.
خیر. موسسه PMI اعلام کرده است که فرآیندهای نسخه ۶ پلتفرم فنی قدرتمندی هستند که همچنان در پروژههای پیشبینیکننده (مثل ساختوساز) کاربرد دارند. نسخه ۷ این فرآیندها را نفی نمیکند، بلکه آنها را زیر چتر اصول ۱۲ گانه خود قرار میدهد تا به صورت هوشمندانه و بدون بوروکراسی اضافی (Tailored) استفاده شوند.
مدرک PMP (Project Management Professional) معتبرترین گواهینامه بینالمللی مدیریت پروژه است که توسط موسسه PMI اعطا میشود. منبع و رفرنس اصلی آزمون این مدرک، راهنمای استاندارد PMBOK (ترکیبی از مفاهیم نسخههای اخیر) و راهنمای چابک (Agile Practice Guide) است.
پیادهسازی کامل به صورت یک فرهنگ سازمانی معمولاً بین ۶ تا ۱۲ ماه زمان نیاز دارد. با این حال، نتایج اولیه حاصل از شفافیت فرآیندها و کاهش بوروکراسیهای موازی معمولاً در ۳ ماه اول در پروژههای پایلوت قابل مشاهده است.
خیر. PMBOK وابسته به هیچ نرمافزاری نیست. شما میتوانید اصول آن را در سادهترین ابزارها مثل Trello یا اکسل پیاده کنید، یا از سیستمهای پیشرفتهتری مانند Jira، MSP یا Primavera بسته به ابعاد سازمان خود بهره ببرید.
جمعبندی موضوع PMBOK
استاندارد و متدولوژی، باید با یکدیگر کار کنند تا بتوانند یک مدیریت پروژه جامع را ایجاد کنند. در بستر این دو، کارکنان سازمان این توانایی را دارند تا به طور مؤثر تمامی جنبههای پروژه خود را مدیریت کنند و حداکثر بهرهوری را دررابطهبا زمان، هزینهها، کیفیت، ریسک و… به دست آورند.
راهنمای PMBOK + تطابق سازی برای سازمان خود = متدولوژی برای سازمان شما
اگر سازمان شما یک دفتر مدیریت پروژه (PMO) دارد، هدف آنها نباید پیادهسازی راهنمای PMBOK باشد، بلکه باید بر ایجاد یک روش مدیریت پروژه خاص برای سازمان، بر اساس راهنمای PMBOK تمرکز کند. راهنمای PMBOK جزئیات بیشتری در مورد مفاهیم کلیدی، روندهای نوظهور، ملاحظات متناسب با فرآیندهای مدیریت پروژه و اطلاعاتی در مورد نحوه استفاده از ابزارها و تکنیکها در پروژهها ارائه میدهد. مدیران پروژه ممکن است از یک یا چند روش برای پیادهسازی فرایندهای مدیریت پروژه که در استاندارد ذکر شده استفاده کنند.
در این میان توجه به برخی آمار و اطلاعات در مورد کتاب پم باک میتواند اهمیت این کتاب را بهتر توضیح دهد:
- ® PMBOK محبوبترین و پرفروشترین کتاب مدیریت پروژه در جهان است که تا اواسط سال ۲۰۱۴ بهصورت رسمی بیش از ۴.۵۷۹.۲۰۹ نسخه از آن منتشر شده است و البته آمار انتشار غیررسمی و کپی غیررسمی از آن چندین برابر آمار فوق است.
- ® PMBOK در زمره ۸ کتاب اول پرفروش دنیا در زمینه مدیریت است.
- ۲۰۸ امین کتاب پرفروش دنیاست.
- اولین نسخه آن در سال ۱۹۹۶ منتشر شد.
- مورد تأیید مؤسسه ملی استاندارد آمریکا ANSI قرار گرفته است.
- ® PMBOK توسط جمع بسیار زیادی از کارشناسان علمی و عملی و مدیران پروژه در دنیا تهیه، بازنگری و صحهگذاری شده و حاصل خرد جمعی و تفکر گروهی است.
- هر چهار سال یکبار مورد بازنگری قرار میگیرد و تاکنون ۵ نسخه از آن منتشر شده است.
- با استاندارد ۲۱۵۰۰ سازمان ایزو (ISO) در زمینه مدیریت پروژه انطباق کامل دارد و در اصل استاندارد ۲۱۵۰۰ بر مبنای کتاب ® PMBOK تهیه شده است.
در نهایت توصیه میشود حتما درمورد PMBOK8 و تغییرات آن نسبت به نسخههای پیشین بخوانید.
دیدگاهتان را بنویسید